ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

250

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

رفت . او پس از آن واقعه ، عراق را ترك گفت و به نزد ملك مسعود رفت و در نزد او اقامت كرد . منكبرس نيز در شحنگى بغداد استقرار يافت . دبيس بن صدقه در بغداد خانهء پدر خود را در « درب فيروز » مطالبه كرد و چون اين خانه ديگر در مسجد جامع قصر افتاده بود با دريافت بهاى آن مصالحه كرد . آنگاه منكبرس را وداع گفت و به حله بازگشت . منكبرس در بغداد ماند و به ظلم و آزار مردم پرداخت و اموال آنان را گرفت . لذا ثروتمندان در اختفا بسر مىبردند . گروهى نيز از ترس او به حريم دار الخلافه پناه بردند . كار مردم مختل شد و كسان منكبرس فساد اخلاق را به بالاترين حد رساندند تا اينكه مردى از اهالى بغداد ازدواج كرد . يكى از سربازان منكبرس ازين عروسى خبردار گرديد و در شب زفاف او در خانهء او را شكست و به زور وارد خانه شد و به داماد چند زخم زد و با عروس به عشق‌بازى پرداخت . ازين وضع نفرين و استغاثه مردم بر آسمان رفت و بازارها را بستند و آن سرباز را گرفتند و به دار الخلافه بردند كه چند روز زندانى بود . بعد آزاد شد . وقتى سلطان محمود شنيد كه منكبرس در بغداد با مردم چگونه رفتار مىكند كسى را نزد او فرستاد تا ازو بخواهد كه به نزد سلطان برگردد . ولى منكبرس درين خصوص به مغالطه و دفع الوقت ميپرداخت و